قهرمان ميرزا عين السلطنه

520

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شنبه 29 - عصر خانهء حضرت و الا رفتم ، همشيره‌ها بودند . آقاى عماد السلطنه تشريف نداشتند . انشاء الله صبح غرهء رمضان تشريف مىبرند . شب بسيار خوش گذشت . يكشنبه سلخ - يك ساعت از شب رفته از منزل خانهء حضرت و الا رفتم . ماه بيرون آمده بود مردم تمام متوجه آن بودند . رؤيت هلال اين ماه در انظار جلوه‌اى دارد . بيخوابى امشب و بيدارى صبح چقدر سخت خواهد بود . ساعت پنج منزل آمدم . انشاء الله صبح حضرت و الا تشريف مىبرند . شب آخر سال است . هزار قسم شكر بايد كرد كه از اين بلا رستيم و حالا زنده هستيم . سال غريبى بود . چيزها ديده شد . خداوند اين سال را مبارك و ميمون كند و كارها را راست بياورد به حق محمد و آله . نوروز 1310 دوشنبه غرهء شهر رمضان المبارك سنهء 1310 هجرى قمرى ، 30 درجهء حوت ، 20 مارچ سنهء 1891 ميلادى ، 6 آبان‌ماه فرس ، 8 آذرماه رومى 2204 رومى . يكصد و پنجاه شاهى عيدى تحويل شمس به برج حمل شد . ساعت چهار از دسته گذشته لباس رسمى سفيد و قرمز پوشيده درب خانهء آقاى نايب السلطنه رفتم . قدرى گذشته اجماعا باغ رفتيم . در اطاق مباركهء موزه سلام منعقد شد . زودتر عيدى از دست مبارك گرفته بيرون آمدم . عيدى در كيسه‌هاى تافتهء گلى هركدام يكصد و پنجاه عدد شاهى داشت . خيلى در باغ معطل شدم . بعد از اتمام سلام آقا تشريف آوردند . آقا را زيارت كرده خانهء حضرت و الا خدمت نواب عليه آمدم . از آنجا منزل آمده قدرى استراحت كردم . خيلى امروز سخت گذشت . عيد نوروز و مه روزه به يك بار آمد * كار مىخواره در اين واقعه دشوار آمد چه گنه كرد مگر دختر دوشيزهء رز * كه به زندان مه روزه گرفتار آمد خداوند در ظل مراحم اعليحضرت اقدس شهريارى ارواحنا فداه و در زير سايهء مبارك حضرت مستطاب و الا وا نواب عليه اين سال را مبارك و ميمون گرداند . حضرت و الا به سلامتى صبح تشريف بردند . امشب جاجرود خواهند بود . بست در طويله يكشنبه 2 رمضان - اول درجهء حمل ، اول فروردين‌ماه سنهء 815 جلالى . يك ساعت به ظهر مانده لباس پوشيده سلام رفتم . توپچيها طويله بست رفته‌اند . دم طويله اسب تكهء جيران لگد سختى به غلامحسين خان ياور زد . الحمد لله نزديك بود و روى گوشت خورده بود . سلام در طالار تخت مرمر منعقد شد . سردر اعليحضرت تشريف نبردند . منصب و تمثال و شمسهء مرصع در اين عيد بسيار به مردم داده شده است . از حساب خارج است .